محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

799

خلاصة الحكمة ( فارسى )

جذب ملايم و دفع منافر و امساك و هضم ؛ چنان چه در مبحث قُوا ذكر يافت كه هر يك از قُوا محتاج‌اند به سوى حرارت . و آن رطوبتى كه مراد از آن جسم رطب سيال است ، « رطوبت غريزيه » و « رطوبت اصليه » نيز نامند در عرف اطبّاء و اين ، محلّ آن حرارت است . و نسبت اين به سوى آن مانند نسبت دُهن است در سراج و اين ، [ در ] معرض دو نوع از آفت است ؛ يكى تحليل و ديگر تعفين ؛ زيرا كه آفتى كه عارض آن مىگردد : يا اين است كه فانى ميگرداند آن را و يا آن كه فاسد مىگرداند آن را . و اوّل آن است كه مىباشد تحليل آن بيش‌تر از قدر واجب . و دوم به اخراج آن از صلاحيت براى امتداد كه زمانى ممتد زنده ماند . براى هر يك از دو نوع آفت است يكى از داخل و ديگرى « 1 » از خارج . امّا از دليل مانند : حرارت غريزيه در بدن كه محلِّل رطوبات ؛ و حرارت غريبهء متولده از اغذيهء وارده بدان ، مفنيهء رطوبات آن است . و امّا از خارج ، مانند : هواى محيط به بدن [ كه ] محلل رطوبات و معفِّن آن‌ها [ است ] . و مانند حركات نيز ، پس مادام كه آن رطوبات باقى است و صالح است براى حفظ حرارت غريزيه ، اقتضا مىكند عنايت الاهيه بقاء حيات را و چون فانى گردد و يا فاسد شود و يا باطل گردد استعداد آن براى حفظ آن حرارات ، منقطع مىگردد آن حيات و لازم مىآيد بطلان تركيب و فساد بدن . پس هرگاه معلوم نمودى تو اين را ، پس بدان به درستى كه صناعت حفظ صحّت ، نيست از جمله صناعتى كه متضمّن بقاء شباب و قوّه باشد ؛ به جهت آن كه بقاء آن هر دو نمىباشد مگر به بقاء حرارت غريزيه به حدّ كمال خود و اين ممكن نيست ؛ براى چيزى كه دانسته شد . و نه آن كه برسد هر شخصى به اجلِ اطوَل از حيات كه « عمر طبيعى » نامند - و آن ، يك صد و بيست سال است - ؛ به جهت آن كه منتهاى عمر سكّان وسط معموره در زمان ما چيزى كه دانسته شد به استقراء ، تا درين مدّت است ؛ بلكه نهايت طول مدّت عمر ، يك

--> ( 1 ) . ب : ديگر